عشق بی ثمرLove Barren
ℒ☺ṽℯ ℬ@яяεᾔ

فقط بخاطر تـ♥ـوℳ

 به تـ♥ـو از تـ♥ـو می نویسم ، به تـ♥ـو ای همیشه در یاد
 
 ای همیشه از تـ♥ـو زنده لحظه های رفته بر باد
 
  
 وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود
 
 زیر رگبار مصیبت ، بی کسی تنها کسم بود
 
  
 وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه می کرد
 
 قاصد چشم تـ♥ـو آمد مژده ی روییدن آورد
 
  
 به تـ♥ـو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
 
 ای که خوشبختی پس از تـ♥ـو گم شد و به قصه پیوست
 
  
 ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تـ♥ـو
 
 ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تـ♥ـو
 
  
 به تـ♥ـو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد
 
 که به اسم تـ♥ـو رسیدم قلمم به گریه افتاد
 
  
 ای تـ♥ـو یارم، روزگارم گفتنی ها، با تـ♥ـو دارم
 
 ای تـ♥ـو یارم از گذشته، یادگارم
 
  
 به تـ♥ـو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
 
 ای که خوشبختی پس از تـ♥ـو گم شد و به قصه پیوست
 
  
 در گریز ناگزیرم گریه شد معنای لبخند
 
 ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند
 
  
 در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود
 
 باید از هم می گذشتیم برتر از ما، عشق ما بود
 
  
 ای تـ♥ـو یارم، روزگارم گفتنی ها با تـ♥ـو دارم
 
 ای تـ♥ـو یارم، از گذشته یادگارم
 
  
 به تـ♥ـو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
 
 ای که خوشبختی پس از تـ♥ـو گم شد و به قصه پیوستℳ

فقط بخاطر تـ♥ـوℳ



  به تـ♥ـو از تـ♥ـو می نویسم ، به تـ♥ـو ای همیشه در یاد
  
  ای همیشه از تـ♥ـو زنده لحظه های رفته بر باد
  
   
  وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود
  
  زیر رگبار مصیبت ، بی کسی تنها کسم بود
  
   
  وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه می کرد
  
  قاصد چشم تـ♥ـو آمد مژده ی روییدن آورد
  
   
  به تـ♥ـو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
  
  ای که خوشبختی پس از تـ♥ـو گم شد و به قصه پیوست
  
   
  ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تـ♥ـو
  
  ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تـ♥ـو
  
   
  به تـ♥ـو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد
  
  که به اسم تـ♥ـو رسیدم قلمم به گریه افتاد
  
   
  ای تـ♥ـو یارم، روزگارم گفتنی ها، با تـ♥ـو دارم
  
  ای تـ♥ـو یارم از گذشته، یادگارم
  
   
  به تـ♥ـو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
  
  ای که خوشبختی پس از تـ♥ـو گم شد و به قصه پیوست
  
   
  در گریز ناگزیرم گریه شد معنای لبخند
  
  ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند
  
   
  در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود
  
  باید از هم می گذشتیم برتر از ما، عشق ما بود
  
   
  ای تـ♥ـو یارم، روزگارم گفتنی ها با تـ♥ـو دارم
  
  ای تـ♥ـو یارم، از گذشته یادگارم
  
   
  به تـ♥ـو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
  
  ای که خوشبختی پس از تـ♥ـو گم شد و به قصه پیوست
  
   
{اردلان سرفراز}

[
به تـ♥ـو نامه می نویسم]



طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، اردلان سرفراز،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، ابی،

♥ نوشته شده در شنبه 10 تیر 1396 ساعت 12:13 توسط سعیـد : حضور♥()

Design By : Bia2skin.ir