به تـ♥ـو عادت کرده بودم اے به مـ♡ـن نزدیک تر از مـ♡ـن
 اے حضورم از تـ♥ـو تازه ، اے نگاهم از
تـ♥ـو روشن
 به تـ♥ـو عادت کرده بودم مثل گلبرگے به شبنم
 مثل عاشقے به غربت مثل مجروحے به مرهم
 لحظه در لحظه عذابه لحظه هاے
مـ♡ـنِ بے تـ♥ـو
 تجربه کردنه مرگه زندگے کردن بے تـ♥ـو
 
مـ♡ـن که در گریزم از مـ♡ـن به تـ♥ـو عادت کرده بودم
 از سکوت و گریه ے شب به تـ♥ـو هجرت کرده بودم
 با گل و سنگ و ستاره از تـ♥ـو صحبت کرده بودم
 خلوت خاطره هامو با تـ♥ـو قسمت کرده بودم
 خونه لبریز سکوته ، خونه از خاطره خالے
 
مـ♡ـن پر از میل زوالم ، عشقِ مـ♡ـن ، تـ♥ـو در چه حالےϻ؟

فقط برای تـ♥ـوϻ



   به تـ♥ـو عادت کرده بودم اے به مـ♡ـن نزدیک تر از مـ♡ـن
  اے حضورم از تـ♥ـو تازه ، اے نگاهم از تـ♥ـو روشن
  به تـ♥ـو عادت کرده بودم مثل گلبرگے به شبنم
  مثل عاشقے به غربت مثل مجروحے به مرهم
  لحظه در لحظه عذابه لحظه هاے مـ♡ـنِ بے تـ♥ـو
  تجربه کردنه مرگه زندگے کردن بے تـ♥ـو
  مـ♡ـن که در گریزم از مـ♡ـن به تـ♥ـو عادت کرده بودم
  از سکوت و گریه ے شب به تـ♥ـو هجرت کرده بودم
  با گل و سنگ و ستاره از تـ♥ـو صحبت کرده بودم
  خلوت خاطره هامو با تـ♥ـو قسمت کرده بودم
  خونه لبریز سکوته ، خونه از خاطره خالے
  مـ♡ـن پر از میل زوالم ، عشقِ مـ♡ـن ، تـ♥ـو در چه حالے ؟
  
   
 {ایرج جنتے عطایے}

[
خانه و خاطره]



طبقه بندی: فقط برای تـ♥ـوϻ، عاشقانه غمگین، ایرج جنتی عطایی،
برچسب ها: فقط برای تـ♥ـوϻ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، جملات عاشقانه غمگین، شعربرای تـ♥ـو، ابی،
دنبالک ها: ♡❀عشق بے حاصل❀♡،

تاریخ : شنبه 20 شهریور 1395 | 09:02 | نویسنده : سعیـد | حضور♥
نمایش نظرات 1 تا 30