تبلیغات
عشق بی ثمرLove Barren
عشق بی ثمرLove Barren
ℒ☺ṽℯ ℬ@яяεᾔ
فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
اگر روزی رسد دستم به دامانت
کنـــم جـان را بـه قـربـانـت
ولی بی لطف و احسانت چگونه
شوم ناخوانده مهمانت چگونه
تو معبود منی بگذار بار از دل بگیرم
پناهم ده که بر سقف حرم منزل بگیرم
تو دریایی و من تنها غریق مانده در باران
تو فانوس رهم شو تا ره ساحل بگیرم
اگر روزی رسد دستم به دامانت
کنـم جـان را بـه قـربـانـت
ولی بی لطف و احسانت چگونه
شوم نا خوانده مهمانت چگونه
در این بازار بی مهری به دیدار تو شادم
تو شادم کن که سوز غم بر امد از نهادم
تو میگفتی صدایم کن ز سوز سینه هرشب
صدایـت می زنـم اما رسی ایـا بـدادم
کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم
زکوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم

نیلوفر لاری پور
*معبود*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، نیلوفر لاری پور،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، شادمهر عقیلی،
♥ نوشته شده در یکشنبه 20 آبان 1397 ساعت 09:48 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
آمدی ... پنجره ای رو به جهانم دادی
ماه را در شبِ این خانه نشانم دادی

چشمهایم را از پشت گرفتی ناگاه
نفسم را بند آوردی و جانم دادی
 
جان به لب آمد و اسم تو نیامد به زبان
تا به شیرینیِ یک بوسه دهانم دادی

از گُلِ پیرهنت ، چوب لباسی گُل داد
در رگِ خانه دویدی ... هیجانم دادی

در خودم ریخته بودم غمِ دریاها را
چشمه ام کردی و از خود جرَیانم دادی

سر به زانوی تو خالی شدم از آن همه بغض
مثل یک خوشه ی انگور ، تکانم دادی

شوقِ این جانِ به تنگ آمده ، آغوشِ تو بود
آن چه می خواستم از عشق ، همانم دادی

تو در این خانه ی بی پنجره ، "صبح" آوردی
روشنم کردی و از مرگ ، امانم دادیℳ!

اصغر معاذی
*آن چه می خواستم از عشق ، همانم دادی*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، اصغرمعاذی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت 13:10 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
زندگی یک چمدان است که می آوریش

بار و بندیل سبک می کنی و می بریش

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم

دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم

به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم

قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است

قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش

هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش

قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم

طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم

مثل سیگار،خطرناک ترین دودم باش

شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش

مثل سیگار بگیرانم و خاکستر کن

هر چه با من همه کردند از آن بدتر کن

مثل سیگار تمامم کن و ترکم کن باز

مثل سیگار تمامم کن و دورم انداز

من خرابم بنشین،زحمت آوار نکش

نفست باز گرفت،این همه سیگار نکش

آن به هر لحظه ی تب دار تو پیوند، منم

آنقدر داغ به جانم ،که دماوند منم

توله گرگی ،که در اندیشه ی شریانِ منی

کاسه خونی،جگری سوخته مهمان منی

چَشم بادام،دهان پسته،زبان شیر و شکر

جام معجونِ مجسم شده این گرگ پدر

تا مرا می نگرد قافیه را می بازم

... بازی منتهی العافیه را می بازم

سیبِ سیب است تَن انگیزه ی هر آه منم

رطب عرشِ نخیل او قدِ کوتاه منم

ماده آهوی چمن،هوبره ی سینه بلور

قاب قوسِین دهن، شاپریه قلعه ی دور

مظهر جانِ پلنگم که به ماهی بندم

و به جز ماه دل از عالم و آدم کندم

ماهِ بیرون زده از کنگره ی پیرهنم

نکند خیز برم پنجه به خالی بزنم

خنده های نمکینت،تب دریاچه ی قم

بغض هایت رقمی سردتر از قرنِ اتم

مویِ بَرهم زده ات،جنگل انبوه از دود

و دو آتشکده در پیرهنت پنهان بود

قصه های کهن از چشم تو آغاز شدند

شاعران با لب تو قافیه پرداز شدند

هر پسربچه که راهش به خیابان تو خورد

یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مُرد

من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم

و از آن روز که در بندِ توام آزادم

چشممان خورد به هم،صاعقه زد پلکم سوخت

نیزه ای جمجمه ام را به گلوبند تو دوخت

سَرم انگار به جوش آمد و مغزم پوسید

سرطانی شدم و مرگ لبم را بوسید

دوزخِ نی شدم و شعله دواندم به تنت

شعله پوشیدم و مشغولِ پدر سوختنت

به خودم آمدم انگار تویی در من بود

این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود

پیش چشم همه از خویش یَلی ساخته ام

پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام

ناگهان دشنه به پشت آمد و تا بیخ نشست

ماه من روی گرفت و سر مریخ نشست

آس ِ در مشتِ مرا لاشخوران قاپ زدند

کرکسان قاعده را از همه بهتر بلدند

چایِ داغی که دلم بود به دستت دادم

آنقدر سرد شدم،از دهنت افتادم

و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد

و زمان چَنبره زد کار به دستم بدهد

تو نباشی من از آینده ی خود پیرترم

از خر زخمیِ ابلیس زمین گیر ترم

تو نباشی من از اعماق غرورم دورم

زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم

تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم

شاید آخر سر ِ پاییز توافق کردیم

هر کسی شعله شد و داغ به جانم زد و رفت

من تو را دو... دهنه روی دهانم زد و رفت

همه شهر مهیاست مبادا که تو را

آتش معرکه بالاست مبادا که تو را

این جماعت همه گرگند مبادا که تو را

پی یک شام بزرگند مبادا که تو را

دانه و دام زیاد است مبادا که تو را

مرد بد نام زیاد است مبادا که تو را

پشت دیوار نشسته اند مبادا که تو را

نا نجیبان همه هستند مبادا که تو را

تا مبادا که تو را باز مبادا که تو را

پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را

دل به دریا زده ای پهنه سراب است نه

برف و کولاک زده راه خراب است نرو

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم

با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم

بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند

این شب وسوسه انگیز مرا می شکند

بی تو بی کار و کسم وسعت پشتم خالیست

گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالیست

بی تو تقویم پر از جمعه بی حوصله هاست

و جهان مادر آبستن خط فاصله هاست

پسری خیر ندیدهَ م که دگر شک دارم

بعد از این هم به دعاهای پدر شک دارم

می پرم ،دلهره کافیست خدایا تو ببخش

... خودکشی دست خودم نیست، خدایا تو ببخش


علیرضا آذر
*تومور2*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، علیرضا آذر،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت 10:30 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
زهر ترین زاویـــه ی شوکران

مرگ ترین حقه ی جادوگران

داغ ترین شهوت آتش زدن

تهمت شاعر به سیاوش زدن

هر که تو را دید زمین گیر شد

سخت به جوش آمدو تبخیر شد
&&&
درد بزرگ سرطانی من

کهنه ترین داغ جوانی من

با تو ام ای شعر به من گوش کن

نقشه نکش حرف نزن گوش کن

شعر تو را با خفه خون ساختند

از تو هیولای جنون ساختند

ریشه به خونابه و خون میرسد

میوه که شد بمب جنون میرسد

محض خودت بمب منم ، دور تر.. !

می ترکم چند قدم دور تر ..!
&&&
از همه ی کودکی ام درد ماند

نیم وجب بچه ولگرد ماند

حال مرا از من بیمار پرس

از شب و خاکستر سیگار پرس

از سر شب تا به سحر سوختن

حادثه را از دو سه سر سوختن

خانه خرابی من از دست توست

آخر هر راه به بن بست توست

چک چک خون را به دلم ریختم

شعر چه کردی که به هم ریختم ..؟

گاه شقایق تر از انسان شدی

روح ترک خورده ی کاشان شدی

شعر تو بودی که پس از فصل سرد

هیچ کسی شک به زمستان نکرد

زلزله ها کار فروغ است و بس ..؟

هر چه که بستند دروغ است و بس

تیغه ی زنجان بخزد بر تنت

داغ دل منزویان گردنت

شاعر اگر رب غزل خوانی است

عاقبتش نصرت رحمانی است

حضرت تنهای به هم ریخته

خون و عطش را به هم آمیخته

کهنه قماری است غزل ساختن

یک شبه ده قافیه را باختن

دست خراب است چرا سر کنم.. ؟

آس نشانم بده باور کنم
&&&
دست کسی نیست زمین گیری ام

عاشق این آدم زنجیری ام

شعله بکش بر شب تکراری ام

مرده ی این گونه خود آزاری ام

من قلم از خوب و بدم خواستم

جرم کسی نیست ، خودم خواستم

شیشه ای ام سنگ ترت را بزن

تهمت پر رنگ ترت را بزن

سارق شبهای طلاکوب من

میشکنم میشکنم خوب من

منتظر یک شب طوفانی ام

در به در ساعت ویرانی ام

پای خودم داغ پشیمانی ام

مثل خودت درد خیابانی ام

"با همه ی بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام"
&&&
مرد فرو رفته در آیینه کیست ..؟

تا که مرا دید به حالم گریست

ساعت خوابیده حواسش به چیست ..؟

مردن تدریجی اگر زندگی ست

"طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام"
&&&
من که منم جای کسی نیستم

میوه ی طوبای کسی نیستم

گیج تماشای کسی نیستم

مزه ی لبهای کسی نیستم

"دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام"
&&&
خسته از اندازه ی جنجال ها

از گذر سوق به گودال ها

از شب چسبیده به چنگال ها

با گذر تیر که از بال ها

"آمده ام با عطش سال ها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام"
&&&
شعر اگر خرده هیولا شدم

آخر ابَر آدم تنها شدم

گاه پریشان تر از این ها شدم

از همه جا رانده ی دنیا شدم

"ماهی برگشته ز دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی ام"
&&&
وای اگر پیچش من با خمت

درد شود تا که به دست آرمت

نوش خودم زهر سراپا غمت

بیشترش کن که کمم با کمت

"خوب ترین حادثه میدانمت

خوب ترین حادثه میدانی ام ؟"
&&&
غسل کن و نیت اعجاز کن

باز مرا با خودم آغاز کن

یک وجب از پنجره پرواز کن

گوش مرا معرکه ی راز کن

"حرف بزن ابر ِ مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام"
&&&
قحطی حرف است و سخن سالهاست

قفل زمان را بشکن سال هاست

پر شدم از درد شدن سال هاست

ظرفیت سینه ی من سال هاست

"حرف بزن حرف بزن سال هاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام"
&&&
روز و شبم را به هم آمیختم

شعر چه کردی که به هم ریختم ؟

یک قدم از تو همه ی جاده من

خون بطلب ، سینه ی آماده ؛ من

شعر تو را داغ به جانت زدند

مهر خیانت به دهانت زدند

هر که قلم داشت هنرمند نیست

ناسره را با سره پیوند نیست

لغلغه ها در دهن آویختند

خوب و بدی را به هم آمیختند

ملعبه ی قافیه بازی شدی

هرزه ی هر دست درازی شدی

کنج همین معرکه دارت زدند

دست به هر دار و ندارت زدند

سرخ تر از شعر مگر دیده اید ؟

لب بگشایید اگر دیده اید

تا که به هر واژه ستم میشود

دست ، طبیعی است قلم میشود

واژه ی در حنجره را تیغ کن

زیر قدم ها تله تبلیغ کن

شعر اگر زخم زبان تیز تر

شهر من از قونیه تبریز تر

زنده بمان قاتل دلخواه من

محو نشو ماه ترین ماه من

مُردی و انگار به هوش آمدند

هی ! چقدر دست برایت زدند !

علیرضا آذر
*تومور1*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، علیرضا آذر،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در شنبه 5 آبان 1397 ساعت 10:27 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
نقطه چین شد دل من

پشت هر حرف غمی

این من و این همه غم

تو غم هر شبمی

*

کلمات آخرِ...

قصۀ درد شدم

تو همیشه سبز باش

من دگر زرد شدم

*

زهر پاییز زده

بر رگ و ریشۀ من

باز هم حرف غم است

روی اندیشۀ من

*

قلّک من پر شده

از صدای آرزو

سایۀ غم پشت سر

قامت غم رو به رو

*

من به دیدار غم و...

غم به دیدار من است

سایۀ چشم تو بر

در و دیوار من است

*

تو چه کردی به دلم..؟

که شد آوارۀ تو

تو نگفتی که دلم

چه کند چارۀ تو

*

غم خودش خسته شده

از نشستن به دلم

این همه بارسکوت

ریشه اش عمق دلم

*

من در این ترانه ها

باز هم خواهم ماند

گر بمیرم ز غمت

باز هم خواهم خواند

*

گر به یاد من شدی

تو نظاره کن به غم

غم به دنبال من است

همه جا قدم ، قدمℳ


فریبا شش بلوکی
*با غم*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، فریبا شش بلوکی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت 09:19 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
من پریشانم که راه خانه را گم کردهام

من پری‌… یا نه، پس از تو شانه را گم کردهام

می‌گذاری دام پشت دام و من در این قفس

آنقدر ماندم که طعم دانه را گم کردهام

شمعم اما در خودم خاموش از بس بودهام

اشتیاق صحبت ِ پروانه را گم کردهام

آشنا با هیچکس جز تو نبودم، ناگزیر

رفته‌ام هرجا، دلی بیگانه را گم کردهام

عاقلی کو تا بترساند مرا از عشق تو..؟

من شمار این‌همه دیوانه را گم کرده‌ام

***
من پری هرگز نخواهم شد ولی بر شانه‌ام

های‌های گریه‌ای مردانه را گم کرده‌ام

مژگان عباسلو
*من پری..*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، مژگان عباسلو،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در شنبه 28 مهر 1397 ساعت 09:46 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
دورترین مکان جاییست که. . .
"تو"
آنجا باشی و من نباشم . . .
دل ِ من همان جا دوا میشود
هرجا هستی بمان
من دل را به دست "تو" میرسانم

جبار فتاحی (رستا)
*دورترین مکان*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، جبار فتاحی(رستا)،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 24 مهر 1397 ساعت 11:21 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
تو...عاشق بارانی...

من...می ترسم از باران...

تو...غمگینی...

من... اما خوشحالم از این که تو

گول هیچ چتری را نخواهی خورد...

گاهی گنجشک ها از ترس باران

به قفس پناه می برند...

کاش من هم عاشق بودم

من از چترها و قفس ها می ترسمℳ!

اصغرمعاذی
*تو..غمگینی*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، اصغرمعاذی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در جمعه 20 مهر 1397 ساعت 09:47 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
رد شو از خاطره ی من واسه ما دوری نیازه

شاید این فاصله در ما حس تازه ای بسازه

واسه نزدیک تو بودن رفتن آخرین قراره

شاید این دوری یه جایی ما رو یاد هم بیاره

اگه مقصدی نداری به خودت دوباره برگرد

خیلی از فاصله ها رو با سفر نمی شه پُر کرد

به شبای غربت من پای تنهایی رو وا کن

تو خود منی عزیزم منو از خودم جدا کن

بذار از نبودن ما قلب این خونه بریزه

این برای هر دوی ما آخرین راه گریزه

سرنوشت رفتن ما از شروع جاده پیداست

کم نکن فاصله مونو این تموم هستی ماستℳ

روزبه بمانی
*حس تازه*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، روزبه بمانی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، امیر آذرخوش،
♥ نوشته شده در دوشنبه 16 مهر 1397 ساعت 08:56 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
زندگی می خواست ، فرمانبر شدم

رهسپار صحنه ای دیگر شدم

 

عشق در قاموس ما بازی نبود

نا گزیر این عشق را منکر شدم

 

رفتم و با رفتن خود باعثِ

ریزش پلهای پشت سر شدم

 

عشق تو احساس بی تکرارمن

من اسیر رفته از باور شدم

 

تو نقاب انداختی بر چهره ام

من تمام عمر بازیگر شدمℳ

فرزانه کوتی
*بازیگر*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، فرزانه(پری)کوتی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در جمعه 13 مهر 1397 ساعت 09:22 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
هربار به تو فکر می کنم
یکی از دکمه هایم شل می شود
انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد
و چیزی به نبضم اضافه می شود
که در شعرهایم نمی گنجد

کافی ست تو را به نام بخوانم
تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست
و چگونه لرزش لب های من
دنیا را به حاشیه می برد

دوستت دارم
با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند
و تمام هجاهای غمگینی
که به خاطر تو شعر می شوند

دوستت دارم با صدای بلند
دوستت دارم با صدای آهسته
دوستت دارم . . . .
و خواستن تو جنینی است در من
که نه سقط می شود
نه به دنیا می آیدℳ

لیلا کردبچه
*دوستت دارم*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، لیلا کردبچه،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 10 مهر 1397 ساعت 10:56 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
پیش پای تو

من از اوج ، زمین افتادم

عشق تو جاذبه ی عرصه ی امکانم شدℳ

فرزانه کوتی
*پیش پای تو*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، فرزانه(پری)کوتی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در شنبه 7 مهر 1397 ساعت 09:39 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد

و جاده وسعت درد مسافر را نمی فهمد

دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها

و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

پر از شک و یقینم بی تو ایمانی نخواهم داشت

خدا حرف دل این نیمه کافر را نمی فهمد

خیابان ها و ماشین های سر در گم نمی دانند

که دنیا درد انسان معاصر را نمی فهمد

چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی

سواره ، خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

حضور حاضر غایب که می گویند یعنی من

غریب افتاده ای که جمع حاضر را نمی فهمد

نمی خواهد بپرسی حال و روز واژه هایم را

کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد

سید علیرضا جعفری
*کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، سید علیرضا جعفری،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر 1397 ساعت 12:38 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
در ظلمات مانده بودم

بوی تو پیچید در دلم

روشن شد همه جا

تو را دیدم

بوی تو رفت و رفت

محبوبه شب ام

کاش در ظلمات مانده بودم

شهاب مقربین
*محبوبه شب ام*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، شهاب مقربین،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در یکشنبه 1 مهر 1397 ساعت 12:19 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
گفتی که بد کردی تو را هر لحظه نفرین می کنم

گفتم بیایی کوچه را با عشق تزیین می کنم

 

گفتی که شرح عشق من مثل حقیقت تلخ شد

گفتم غم تلخ تو را رویای شیرین می کنم

 

گفتی بهای عشق تو سنگین تر از قلب من است

گفتم که نرخ دل به تو ارزان تر از این می کنم

 

گفتی که عمر رفته را کی باز گردانی به من

گفتم که جبرانِ همه ایام دیرین می کنم

 

گفتی نمی بخشم تو را من از تو دلگیرم هنوز

گفتم تو می بخشی مرا صد بار تضمین می کنم

 
فرزانه کوتی
*گفتی نمی بخشم تو را*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، فرزانه(پری)کوتی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در جمعه 30 شهریور 1397 ساعت 14:01 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
همه می‌گویند: چه مهربان است این مَرد..!

و کسی نمی‌داند

لب‌خند تو است روی لب‌هام

وقتی آن‌سوی دریاها

یادم می‌کنیℳ

رضا کاظمی
*لبخند تو*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، رضا کاظمی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور 1397 ساعت 15:53 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
ساعت دو شب است كه با چشم بی ‌رمق

چیزی نشسته‌ام بنویسم بر این ورق

چیزی كه سال‌هاست تو آن را نگفته‌ای

جز با زبان شاخه گل و جلد زرورق

هر وقت حرف می زدی و سرخ می شدی

هر وقت می نشست به پیشانی ات عرق

من با زبان شاعری ام حرف می زنم

با این ردیف و قافیه‌های اجق وجق

این بار از زبان غزل كاش بشنوی

دیگر دلم به این همه غم نیست مستحق

من رفتنی شدم، تو زبان باز كرده‌ای..!‌

آن هم فقط همین كه: ""برو، در پناه حقℳ""

نجمه زارع
*برو، در پناه حق*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، نجمه زارع،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور 1397 ساعت 02:00 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
هنوز هم چشم تو برای من جام شرابه

هنوز هم هستی من قصه ی رنج و عذابه

همه شب تا سحر جا در دل میخونه دارم

پریشون قصه ای رو با دل دیوونه دارم

سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم

دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم

همه دل میبره هر لحظه تا مرز جنونم

میرم جائی که شاید گم بشه نام و نشونم

سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم

دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم

یه روزی اومدم دنبال تو منزل به منزل

یه روز افتاده بودم در به در دنبال این دل

چه سودی بردم از عشق تو ای ناخونده مهمون

جز آنکه تا ابد هم باشم از کرده پشیمون

سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم

دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم

نمیتونم که دل بردارم از چشم سیاهت

ندارم طاقت موندن چنان خاری به راهت

سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم

دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم

هما میرافشار
*دو راهی*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، هما میرافشار،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، ابی،
♥ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور 1397 ساعت 10:59 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم

تو باید تازه‌گی‌ها از اینجا گذشته باشی.

گفت‌وگویِ مخفی ماه وُ

پرده‌پوشیِ آب هم همین را می‌گویند.

دیگر نیازی به دعای دریا نیست

گلدان‌ها را آب داده‌ام

ظرف‌ها را شسته‌ام

خانه را رُفت و رو کرده‌ام

دنیا خیلی خوب است، بیا..!

علامتِ خانه‌بودنِ من

همین پنجره‌ی رو به جنوبِ آفتاب است،

تا تو نیایی پرده را نخواهم کشید.ℳ


سیدعلی صالحی
*تا تو نیایی*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، سید علی صالحی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور 1397 ساعت 10:25 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
تو از اول سلامت پاسخ بدرود باخود داشت
اگرچه سحر صوت ات جذبۀ داوود باخود داشت

بهشتت سبزتر از وعدۀ شداد بود اما
- برایم برگ برگش دوزخ نمرود باخود داشت

ببخشایام اگر بستم دگر پلک تماشا را
که رقص شعله ات در پیچ و تاباش دود باخود داشت

«سیاوش»وار بیرون آمدم از امتحان گرچه
- دل «سودابه»سانت هرچه آتش بود با خود داشت

مرا با برکه ام بگذار دریا ارمغان تو
بگو جوی حقیری آرزوی رود باخود داشتℳ

محمدعلی بهمنی
*تو از اول سلامت*
تولدت مبارکℳ

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، محمد علی بهمنی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در شنبه 17 شهریور 1397 ساعت 11:35 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
امان از راه بی عابر ، امان از شهر بی شاعر

امان از روز بی روزن ، امان از اینهمه رهزن


امان از باد بی باده ، امان از سرو افتاده

امان از تیغ بی دردان ، به جای بوسه بر گردن


امان از سایه ی بی سر ، بر این درگاه دردآور

امان از ناتمام تو ، امان از ناتمام من


امان از روز بی رویا ، امان از شام مرگ آوا

امان از جای صد دشنه ، میان چین پیراهن


امان از شعله ی آخر ، هجوم باد و خاکستر

که از پروانه ی پرپر ، اجاق شب نشد روشن


ببار ای خوب ِ دیروزی ، بر این بازار خودسوزی

که این غمخانه ی بی می ، ندارد آب ِ مرد افکن


برقصانم غزل بانو ، بچرخانم غزل بانو

میان گفتن و خفتن ، میان ماندن و رفتن ℳ!

شهیار قنبری
*امان از*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، شهیار قنبری،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، داریوش،
♥ نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور 1397 ساعت 12:10 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را
تغییر طالع چون کنم این اختر بد روز را

کی باشد از تو طالعم کاین بخت اختر سوخته
گرداند از تأثیر خود ، سد اختر فیروز را

دل رام دستت شد ولی بر وی میفشان آستین
ترسم که ناگه رم دهی این مرغ دست آموز را

بر جیب صبرم پنجه زد عشقی، گریبان پاره کن
افتاده کاری بس عجب دست گریبان دوز را

کم باد این فارغ دلی کو سد تمنا می‌کند
سد بار گردم گرد سر عشق تمناسوز را

با آنکه روز وصل او دانم که شوقم می‌کشد
ندهم به سد عمر ابد یک ساعت آن روز را

وحشی فراغت می‌کند کز دولت انبوه تو
سد خانه پر اسباب شد جان ملال اندوز راℳ

وحشی بافقی
*تغییر طالع*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، وحشی بافقی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،

♥ نوشته شده در شنبه 10 شهریور 1397 ساعت 11:14 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
تو خرابِ من آلوده مشو
غم این پیکر فرسوده مخور

قصه ام بشنو و از یاد ببر
بهر من غصۀ بیهوده نخور

تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم

تو به هر جا در پناهی
من به دنیا بی پناهم

تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم

تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدم

نه قراری نه دیاری که بر آن رو بگذارم

به چه شوقی به چه ذوقی دگر این ره بسپارم

چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تارم

تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم

گنه تو بی گناهی
بی گنه غرق گناهم

تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم

تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدم

شوق بودن بوده تنها اشتباهم اشتباهم

تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم

گنه تو بی گناهی
بی گنه غرق گناهمℳ

تورج نگهبان
*سپید و سیاه*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، تورج نگهبان،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، داریوش،
♥ نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور 1397 ساعت 09:35 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم میرن

هنوز گاهی سراغت رو از این دیوونه میگیرن


به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره

واسه همین جداییتو کسی جدی نمی گیره


همین خوبه ، همین خوبه

همین خوبه ، همین خوبه


همین خوبه که با اینکه چشاتو روی من بستی

تو چندتا خاطره با من هنوزم مشترک هستی


همین خوبه که آرومی و حس میکنی آزادی

که دست کم تو عکسامون هنوزم پیشم ایستادی


واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری

به یادشون که می افتی واسه من وقت میذاری


همین خوبه ، همین خوبه

همین خوبه ، همین خوبه


همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمیگیری

ولی تا حرف من میشه یه لحظه تو خودت میری


به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره

واسه همین جداییتو کسی جدی نمی گیره


همین خوبه ، همین خوبه

همین خوبه ، همین خوبهℳ

محسن شیرالی
*همین خوبه*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، محسن شیرالی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو، شادمهر عقیلی، ابی،
♥ نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور 1397 ساعت 10:32 توسط سعیـد : حضور♥()


تنها بـرای تـ♥ـوⓕ
دلم زنانگی کردن میخواهد
آنگاه که میان قفل دستانت
آرام آرام مردانگی ات را
به رخ مهتاب میکشی.

دلم یک روز بی دغدغه می خواهد
و یک جرعه تو
سکوتی محض
و نگاهی گره خورده در نگاهم.

دلم پرواز می خواهد
آغوشی بی انتها
و چشمانی که آرامش رفته را بازگرداند.

دلم یک جای دنج می خواهد
روز عشق...
قلم در دست تو...
و عاشقانه ای بی همتا.

دلم خواب میخواهد
کنج آغوش مهربانت
از همان خوابی که تمام هستی ام را
به فراموشی بسپارم.

دلم بهانه میخواهد
برای با تو بودن
با تو ماندن
با تو عاشقی کردن
از تو چه پنهان
دلم بهانه ی تو را دارد.ⓕ

فاطمه آی پارا
*بهانه*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: تنها بـرای تـ♥ـوⓕ، عاشقانه، فاطمه آی پارا(تیکه ای از ماه)،
برچسب ها:تنها بـرای تـ♥ـوⓕ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور 1397 ساعت 09:47 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
 گاهی باید از خانه گریخت


به کوچه، خیابان، پارک


و در خود فرو رفت



گاهی باید از خود گریخت


به جاده‌های مه‌آلود، خانه‌های موهوم خیال او


که تو را از خود کرده‌است


که تو را  بی خود کرده‌است


گاهی باید از او گریخت


به کجا ℳ؟


شهاب مقربین

*گاهی باید گریخت*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، شهاب مقربین،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 10:27 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد


نه هیچ اتفاقی نمی افتد


روزها همان طور به رود شب می ریزند


که شب ها به سپیده ی روز


نه پرده ای به ناگهان کشیده می شود


نه سرانگشت شاخه ای به هوای ماه می جنبد


و نه تو از راه می رسیℳ!

رضا کاظمی

*اتفاق خاص*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، رضا کاظمی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد 1397 ساعت 13:31 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست

نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست

من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست

همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست

عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست

سعدی
*عشق سعدی*

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، سعدی،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد 1397 ساعت 10:29 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
 ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم

هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم

گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم

گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم

دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم

ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم

من آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهم
من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم

در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو
این‌ها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم

ای دل نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را
هر چند از تو کم شود از خود تمامت می کنم

ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر
بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم

گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف
یک لحظه پخته می شوی یک لحظه خامت می کنم

گر سال‌ها ره می روی چون مهره‌ای در دست من
چیزی که رامش می کنی زان چیز رامت می کنم

ای شه حسام الدین حسن می گوی با جانان که من
جان را غلاف معرفت بهر حسامت می کنم

مولانا

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، اشعار متفرقه، مولانــ ـــا،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 12:25 توسط سعیـد : حضور♥()


فقط بخاطر تـ♥ـوℳ
زلف خود بافته ای؟

عطر من را زده ای؟

شال سبزت، حلقه ای که اسم من حک شده بود...

کوله ای پر شده از خاطره هامان و کتونی های امید؛کیف پولت، عکس من.

همه را، همه را با خود بیار.

یا که نه. تو فقط باش تو فقط با من بیا...

همه را از نو برای همدگر میسازیم.

ساعتم خوابیده...

من‌هنوز بیدارم.

پس کجایی بانو..؟

نکند یاد تو رفته ..ساعت چند کجا..!

چه کسی منتظر است..!؟

غیر من هم منتظر داشته ای..؟!

من فدای قدمت دیر نیا...

من فدای نفست خسته نشو.

چشم من خیره شده.

به خیابان به همان کوچه تاریک

که تو هرشب روشنش میکردی

دست گرم تو کجاست یخ زده ام.

باد آمد.

کوچه روشن شده اما نیستی

عطر تو هست ولی...

شال سبزت در باد.

آخرش بر باد رفت...

زلف تو قسمت من‌بود به بادش دادی...

من همینجا هستم.

شاید از اینجا تو گذشتی و سری چرخاندی...

تابستان ۹۷

سبحان دری

دکلمه زهرا(کلیک)

عشق بی ثمر


طبقه بندی: فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عاشقانه، عاشقانه غمگین، سبحان دری،
برچسب ها:فقط بخاطر تـ♥ـوℳ، عشق بی ثمر، عشق بی حاصل، شعر غمگین، شعر برای تـ♥ـو،
♥ نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد 1397 ساعت 12:30 توسط سعیـد : حضور♥()


.: تعداد کل صفحات 27 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

Design By : Bia2skin.ir